توییت های توییتر فارسی با موضوع فروغ فرخزاد - توییت های ادبی
بهترین توییت ها – گلچینی از بهترین توییت ها در توییتر فارسی
اولین و بزرگترین کانال تلگرام توییتر
برای ورود به کانال اینجا را کلیک کنید
*******
چقدر فروغ فرخزاد حرف دلمو زده اونجا که میگه: هیچ چیز راحتم نمیکند. نه دریا، نه آفتاب، نه درختها، نه آدمها، نه فیلمها، نه لباسهایی که تازه خریدهام. نمیدانم چه کار کنم. بروم و سرم را به درختها بکوبم. داد بزنم. گریه کنم. نمیدانم.
》خانومِ گُلوکُز《
فروغ فرخزاد.
(جارویی که دست فروغ است به جاروی نپتون معروف بود و یحتمل آشنا برای متولدین دههی پنجاه و قبلترش)
»سام گیوراد«
شنبه ۱۸ ژوئن:
«دلم میخواهد چشمهایم را روی هم بگذارم و وقتی بازشان میکنم پهلوی تو باشم. دلم میخواهد ببوسمت. آنقدر ببوسمت که تشنگیم تمام شود.»
- از میان نامهی فروغ فرخزاد به ابراهیم گلستان.
× آن ×
تهران، دروس، چهارراه تقاطع خیابانهای لقمانادهم و مرودشت، ساعت ۴.۳۰ عصر روز ۲۴ بهمن ۱۳۴۵.
به باور من جای یک کتیبه یا یادمانی برای تصادف منجر به مرگ فروغ فرخزاد در این نقطه از شهر، سالهاست که خالی است.
× سام گیوراد ×
امکانات هوش مصنوعی برای ترمیم و بازسازی تصاویر به کیفیت قابل توجهی رسیده. تصویر ترمیم شدهی فروغ فرخزاد و همچنین لعبت والا، بر اساس عکس منتشره در نخستین شماره اطلاعات بانوان در سال ۱۳۳۶ است.
»Setareh«
فروغ فرخزاد جایی مینویسه:
من زندگی میکنم، برای این که زودتر این بار را به مقصد برسانم. نه برای این که زندگی را دوست دارم...
》Amir Amini《
نمیدونم چرا مردم با شعرا صمیمیترن انگار. به سپهری و فرخزاد بالاتفاق میگن سهراب و فروغ، ولی مثلا به هدایت و گلشیری نمیگن صادق و هوشنگ.
×Gavroche×
چه کسی گفته زمان طلاست؟
من مزمزه اش کردم...
زمان عین الکل است... ثانیه ثانیه میسوزاند و میرود در عمق
مست مست که شدی چشمانت را باز میکنی میبینی عمرت گذشته و تو ماندی و خماری از دست رفتن یک عمر...
فروغ فرخزاد
》Esiiiiiii《
- ۰ نظر
- ۰۷ مرداد ۰۱ ، ۱۲:۳۳